جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
50
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
پىدرپى رهسپار ايران شدند و براى ما خواه راجع به كار و هنر خويش و خواه به مناسبت فرصت و امكانات از ناحيهء دربارى كه از رفتوآمد خارجىها پيوسته حمايت نموده است تأليفاتى متعدد كه از حيث نوع مطالب بسيار مهم و معتبر و راجع به همهء شقوق زندگانى ملى است به يادگار گذاشتهاند و اين كارها بوسيلهء گراورهاى مسى كه با زحمت بسيار ساخته شده و هرچند كه هميشه خالى از نقص نبوده است ارزش بيشترى يافتهاند . در صحايف تأليفات ايشان نه فقط راجع به رسوم و عادات مردم ايران در آن زمان و شكوه و جلال دوران شاهان صفوى كسب اطلاعات مىكنيم ، بلكه نخستين شرح كارهائى كه دربارهء خرابههاى مشهور تخت جمشيد و جاهاى ديگر شده است در اين اوراق مندرج است ، همان آثارى كه توجه آنها را جلب نموده و ايشان را پيشقدمانى براى تحريك ذوق و خيال طبقهء فرهنگى اروپا ساخته است . پيترو دلاواله « 1 » كه از مردم رم و از خانوادهء محترمى بود و با زنى از فرقهء نسطورى در بغداد ازدواج كرد و در حينى كه در ايران مشغول كار بود او را از دست داد ، با آنكه بوسيلهء گيبون « 2 » به اين عنوان كه شخص پرگو و عاطلى بوده رسوا شده است باز اولين نويسندهء آن دورهء مؤلفان كلاننويس بشمار مىرفته است و پرگوئى و بيهودگى براى نويسندهاى كه سعى مىنموده چهرهء تيره و تار روزگار قديم را در نظر ما روشن سازد گناهى بخشودنى است . بعد از او ژان باپتيست تاورنيه « 3 » جواهرساز معروف فرانسوى است كه دربار صوفى بزرگ ( چنان كه پادشاه ايران در آن موقع در اروپا شهرت داشت آنهم به علت سوء تعبيرى است كه از كلمهء خاندان او كرده بودند ) و همچنين دربار خان مغول را به پيشه و كار جهانگردى خويش علاقهمند كرد . سپس شاردن نامى روشنفكر و ارجمند كه يك فرانسوى پروتستان و او هم جواهرساز بوده و بعد از نوشتن كتاب شاهكار بزرگ خود در باب ايران ، در سالهاى بازپسين زندگى پس از لغو « فرمان نانت »
--> ( 1 ) - Pietro della Valle ( 2 ) - gibbon ( 3 ) - Jean Baptist Tavernier